علامت ا/ت:○

علامت ا/ت:○
علامت دیگران:_
#سکوت_سرخ_پارت_سیزدهم

عموی ا/ت، اونی که صداش از همه‌ی اعضای خانواده بلندتر بود، مثل همیشه با حالت تهاجمی گفت:" تو... تو چطور میخوای اینو ثابتش کنی."
دختر با یادآوریِ جمله‌ی مینهو که بهش اطمینان خاطر داده بود، ناخداگاه برای ثانیه‌ای لبخند آرومی زد.
وقتی متوجه نگاه‌های متعجبِ دور و برش شد، خنده‌ش رو قورت داد و گفت:" من واقعیت رو بهتون گفتم. اگه هنوزهم باهاش مخالفین، میتونین شکایت کنین؛ کسی جلوتون رو نگرفته. اما اگه خواستین این‌کار رو انجام بدین، باید بهتون بگم که من شاهد دارم. کسی که میدونه چه اتفاقی افتاده و اگه بخواین برای ثابت کردنِ خلافِش تلاش کنین، ساکت نمیمونه!"
با شنیدنِ کلمه‌ی شاهد، همگی طرز نگاهشون مقداری عوض شد اما هنوزهم معلوم بود از اون مقدار کمی که قراره از اموال مامان‌بزرگ بهشون برسه عصبانی و آشفته هستن.
سعی میکردن خودشون رو خونسرد نشون بدن چون به خوبی میدونستن که وقتی پای شاهد بیاد وسط اونا هیچ کاری نمیتونن بکنن!
بهرحال اونا مطمئن بودن که اون وصیت نامه کاملا واقعی هست و ا/ت هیچ تغییر تو اون ایجاد نکردیه بود، اما طمع پول باعث میشد که اونا هرکاری بکنن.
بلاخره اون یه دختر تنها و ضعیف بود که اگه نمیگفت که شاهد داره، اونا قطعا هرکاری که دلشون میخواست رو میکردن...!
مدتی بعد، بدون هیچ حرفی از جاش بلند شد و بدون توجه به افرادی که تو اون خونه بودن به سمت اتاقش رفت و بعد از وارد شدن به اتاق، در رو پشت سرت بست و قفل کرد.
ذوق داشت؛ با تمام وجودش خندید و خودش رو روی تخت پرتاب کرد!
از خوشحالی، گوشیش رو برداشت و وارد سایت دانشگاه شد.
توی قسمتِ دبیران و استادها، اسمِ تمام مدرس‌های دانشگاه، به همراه شماره تلفن‌هاشون گذاشته شده بود.
با دیدن عدد ۱۰۸ که تعداد استادها رو نشون میداد، برای لحظه‌ای چشماش گرد شد و با خودش گفت:" بینِ این‌همه... وای خدا... این مثل پیدا کردن سوزن توی انبار کاهه!"
بیخیالِ سختیش شد و شروع کرد به گشتن بین اسامی، که اسم استاد محبوبش رو پیدا کنه...!
بعداز سه بار خوندن کل لیست، بالاخره اسم و شماره‌ای رو پیدا کرد که روش نوشته شده بود:" لی مینهو▪︎واحد پیشرفته علوم انسانی."
شماره رو توی گوشیش سیو کرد و با استرس، روی گزینه‌ی تماس کلیک کرد...
ادامه دارد...
#Lily
#yuji
دیدگاه ها (۲)

علامت ا.ت:○ علامت دیگران:_ #سکوت_سرخ_پارت_چهاردهم گوشی رو ...

(ادامه پارت قبل)ا.ت: مینهو..!مینهو: بله؟ا.ت: من فک میکنم نون...

فک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:5شنیدن کلمه ...

Crimson silence (p13)

قفس سفید مخملی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط