تو را زن میخواهم، آنڪَونہ کہ هستی

تو را زن میخواهم، آنڪَونہ کہ هستی
تو را چون زنانی می‌خواهم
در تابلوهاے جاودانہ
چون دوشیزڪَان نقش شده بر سقف ڪلیساها
کہ تن در مهتاب می‌شویند
تو را زنانہ می‌خواهم
تا درختان سبز شوند،
ابرهاے پر باران بہ هم آیند،
باران فرو ریزد
تو را زنانہ می‌خواهم
زیرا تمدن زنانہ است
شعر زنانہ است
ساقہ‌ے ڪَندم،
شیشہ‌ے عطر،
حتی پاریس زنانہ است
و بیروت –با تمامی زخم‌هایش– زنانہ است.
تو را سوڪَند به آنان که می‌خواهند شعر بسرایند
زن باش
تو را سوگند بہ آنان کہ می‌خواهند خدا را بشناسند.
زن باش!
دیدگاه ها (۲)

#حرف_حساب ‏گاهی دوست داشتن یواشکی هم بد نیستاینجوری داریش ، ...

این هوای خوب این دست‌های توی جیب این انارها این برگ‌ها این "...

آدمها را مهم نکنید،همانطور که زیرشان را خط میکشید، به آنها ن...

بگذار از تجربه هایم برایت بگویماگر درد داریتحمل کنروی هم که ...

تو را زن می‌خواهم،آن‌گونه که هستیتو را چون زنانی می‌خواهمدر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط