❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥
⁦(⁠。⁠♡⁠part 228♡⁠。⁠)⁩

با دل پر از غم از رفتن جونگکوک اروم رفتم پایین نبود.
رفتم تو حیاط
جلوي خونه روي نرده نشسته بود.
لبخندي رو لبم اومد و رفتم پشت سرش.
دستامو دور کمرش انداختم و سرم رو روي شونه اش
گذاشتم و گفتم : بیا صادق باشیم. وقتي تو فرانسه بودم
خيلي روزهاي سختي داشتم..
خیلی سخت یه کثافت هر طريقي سعی میکرد ازارم بده و تصاحبم کنه... ترس و
عقب کشیدنم از هم اغوشی با تو به دلیل این نیست که
بهت حس ندارم یا..
من عاشقتم و فقط ترسم از خاطره هاي تلخ گذشتمه فقط. گذشته من به تو اعتماد دارم. به
اینده با تو اعتماد دارم. وقتی دستات رو از دستام بیرون
كشيدي فهمیدم تو خود ارامش بودي..وقتي رهام كردي
فهمیدم اشتباه کردم
و خودمو جلوش کشیدم و بي وقفه لباش رو بوسیدم.
چشماش برق میزد و بي طاقت و خيلي عاشقونه دستاشو دو طرف صورتم گذاشت و میبوسیدم.
وسط بوسه خندیدم
خيلي عاشقونه و شدید بوسیدم.
خيلي شديد.
از روی نرده کشیدمش پایین
دست انداخت زیر پاهام و بدون جدا کردن لباي گرمش
منو تو بغلش بلند کرد و سمت کلبه برد
خیلی شدید و گرم میبوسیدم و این داشت دیوونه ام
میکرد.
کنار تخت به زور و خيلي ناراضی خودشو جدا کرد و دهن باز کرد که چيزي بگه که نذاشتم و اینبار من سمت لباش رفتم.
لباش رو با عشق بوسیدم.
اروم همراهیم کرد.
دستش اروم رفت پشت کمرم
اروم و در حالیکه لباش رو نرم میبوسیدم هلش دادم عقب روي تخت نشست و بعد اروم دراز کشید
با شیطنت روي شکمش نشستم و با عطش دست به دکمه روي
هاي لباسش بردم.
سریع و داغ جامون رو عوض کرد ومنو چرخوند و
تخت خوابوند و خودش اومد روم و با نفس نفس
گفت‌ : كريستينا.. من.. فقط نمیخوام اذیتت کنم. نمیخوام
بترسي..ميخوام اروم باشي.. ميدوني چقدر میخوامت
ولي.. میتونم براي ارامشت تا ابد صبر کنم

پارت هدیه 💫
دیدگاه ها (۱۲۷)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 175♡⁠。⁠)⁩اول به...

پارت چهاردهم خونه تهیونگ رسید خونه به سرعت رفت سمت اتاق جونگ...

فیک مافیاها پارت ۳۵جیمین: هیونگ من میخواستم یه چیزی بهت بگم....

تکپارتی تهکوک ★ یک دقیقه تا فردا هوا بارونی بود و دو سالی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط