زده ام فالی و چشمان تو افتاد در آن

زده ام فالی و چشمان تو افتاد در آن

من و فنجان و دو چشم عسل پر هیجان

به خداوندی چشمان تو سوگند نشد

بکنم دل زتو و وصل کنم با دگران
....
دیدگاه ها (۳)

هر چه کنی بکن ولی از بر من سفر مکن یا که چو می روی مرا وقت س...

🍂 انگاری تن صدایت برای نام من ساخته شده است!زمانی که صدایم م...

ماه #آبان است و #چای با تو میچسبد فقط....فقط تو...

دعا کردم که برگردد شده با دیگری باشد دعا هایی به این تلخی هم...

.خواستم تا بسرایم ، غزلی ناب نشد!از برایت بنویسم ، بکنم قاب ...

چندشاتی جونگکوک(پارت‌آخر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط