Part 1

خب بزارید از خودم بگم من جیسو هستم ۱۵ سالمه داخل مدرسه همه بچه ها اذیتم میکنن و بهم میگن زشت دیگه تقریبا برام عادی شده اما بعضی وقت ها بغضم میگیره و همیشه ماسک میزنم امروز وقتی وارد کلاس شدم دوباره مثل همیشه بچه ها با نگاه های تحقیر آمیز بهم نگاه میکردن روی صندلی نشستم که یه دختره اومدم سمتم

دختره : تو با چه رویی میای مدرسه من بجای تو از این قیافه خجالت میکشم

دیگه واقعا خسته شده بودم پس از مدرسه اومدم بیرون و رفتم داخل یه کوچه تاریک و تنگ سرمو روی پیام گذاشتم و داشتم گریه میکردم که انگار یکی اومد سمتم

ناشناس : سلام چرا داری گریه می‌کنی ؟

جیسو : هیچی فقط یکم ناراحتم ( با بغض 🥺)

ناشناس : چی شده مگه ؟

جیسو : هم کلاسی هام بهم میگن زشت🥺

ناشناس سر جیسو رو بالا میاره دستشو روی صورت جیسو می‌زاره و ماسک جیسو رو پایین می‌کشه ناشناس باورش نمیشد که این دختر چطوری انقدر خوشگل

ناشناس : چی میگی تو خیلی خوشگلی دختر

جیسو : می‌دونم زشتم نیاز نیست امید الکی بدی اگه راست میگی چرا خودت ماسکتو در نمیاری ناشناس ماسکشو میاره پایین

جیسو : تو ! تو کیم تهیونگی ؟

تهیونگ : اره خودمم

جیسو : وایی باورم نمیشه تو داخل همون گروه هستی که تازه دیبو کردن

تهیونگ : اره دختر من دیرم شده باشد برم ولی بدون

تهیونگ اون لحظه دست جیسو رو میگیره

تهیونگ: اینو بدون که تو اصلا زشت نیستی بلکه یکی از زیبا ترین دختر هایی هستی که تو زندگیم دیدم

جیسو اون لحظه شک شد باورش نمیشد تهیونگ رو دیده و الان داره بهش این حرف هارو میزنه
دیدگاه ها (۴)

Part 2

#jisoo

گل برفی

گل برفی

پارت نهم - قاتل عاشق من

#بچه_های_پر_دراما#پارت۵⁦✯ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط