معامله ی عشق
《 معامله ی عشق 》
پارت ۴
پس خوابیدم .
( فردا صبح )
از خواب بلند شدم کمی خسته و عصبی بودم ولی خب اتفاقیه که افتاده پس رفتم دست و صورتم رو شستم و رفتم کمی صبحانه خوردم ساعت ۸ بود حاضر شدم که برم کارگاه و یه دست لباس راحتی هم برداشتم که اگه خواستیم بخوابیم اونارو بپوشم ( لباسی که پوشید اسلاید ۲ و لباسی که برداشت اسلاید ۳ ) نیم ساعت بعد رفتم بیرون و سوار ماشین شدم که برم ، وقتی رسیدم وسایل رو گذاشتم توی اتاق و رفتم برای کار.
کار من اینجوریه که از چند تا شرکت جواهر فروشی سفارش میگیرم و اونهارو حدود یه هفته ای باید بفرستم ، ساعت ۱۱ بود میا اومد و دیدم که کلی نوشیدنی هم خریده منم می خواستم به میا یاد بدم چطوری باید یه جواهر درست کنه پس نوشیدنی هارو گذاشتم یخچال و رفتم که یاد بدم بعدش یه فیلم گذاشتیم دیدیم و بعد هم کمی حرف زدیم و در آخر هم خوابیدیم .
ساعت ۷ بود که از خواب بلند شدم و میا هم بلند شد اونجارو جمع و جور کردیم و رفتیم سمت خونمون .
رسیدم خونه و رفتم داخل مثل همیشه هیچکس توی سالن نبود مامانم توی کار خودش بود و پدرم هم سرکارش .
رفتم اتاقم رو جمع و جور کردم و یکم ورزش کردم بعدش با گوشی ور رفتم و ساعت ۱۰ بود رفتم یه تیکه غذا خوردم و خوابیدم .
( فردا صبح )
از خواب پاشدم و دست و صورتم رو شستم بعدش یکم صبحانه و کار های عادی بعدش یه لباس پوشیدم و یکی دیگه هم برداشتم چون امروز قراره بریم مسابقه ( عکس لباسی که برداشت اسلاید ۴ ) . از خونه در اومدم و رفتم سمت کارگاه و کلی کار داشتم همشون رو انجام دادم و کمی استراحت کردم و بعدش آماده شدم برای رفتن لباسم رو پوشیدم و کمی هم میکاپ کردم و رفتم دنبال آیدا .....
شرط برای پارت بعدی :
۱۵ تا لایک + کامنت حتما بزارید
پارت ۴
پس خوابیدم .
( فردا صبح )
از خواب بلند شدم کمی خسته و عصبی بودم ولی خب اتفاقیه که افتاده پس رفتم دست و صورتم رو شستم و رفتم کمی صبحانه خوردم ساعت ۸ بود حاضر شدم که برم کارگاه و یه دست لباس راحتی هم برداشتم که اگه خواستیم بخوابیم اونارو بپوشم ( لباسی که پوشید اسلاید ۲ و لباسی که برداشت اسلاید ۳ ) نیم ساعت بعد رفتم بیرون و سوار ماشین شدم که برم ، وقتی رسیدم وسایل رو گذاشتم توی اتاق و رفتم برای کار.
کار من اینجوریه که از چند تا شرکت جواهر فروشی سفارش میگیرم و اونهارو حدود یه هفته ای باید بفرستم ، ساعت ۱۱ بود میا اومد و دیدم که کلی نوشیدنی هم خریده منم می خواستم به میا یاد بدم چطوری باید یه جواهر درست کنه پس نوشیدنی هارو گذاشتم یخچال و رفتم که یاد بدم بعدش یه فیلم گذاشتیم دیدیم و بعد هم کمی حرف زدیم و در آخر هم خوابیدیم .
ساعت ۷ بود که از خواب بلند شدم و میا هم بلند شد اونجارو جمع و جور کردیم و رفتیم سمت خونمون .
رسیدم خونه و رفتم داخل مثل همیشه هیچکس توی سالن نبود مامانم توی کار خودش بود و پدرم هم سرکارش .
رفتم اتاقم رو جمع و جور کردم و یکم ورزش کردم بعدش با گوشی ور رفتم و ساعت ۱۰ بود رفتم یه تیکه غذا خوردم و خوابیدم .
( فردا صبح )
از خواب پاشدم و دست و صورتم رو شستم بعدش یکم صبحانه و کار های عادی بعدش یه لباس پوشیدم و یکی دیگه هم برداشتم چون امروز قراره بریم مسابقه ( عکس لباسی که برداشت اسلاید ۴ ) . از خونه در اومدم و رفتم سمت کارگاه و کلی کار داشتم همشون رو انجام دادم و کمی استراحت کردم و بعدش آماده شدم برای رفتن لباسم رو پوشیدم و کمی هم میکاپ کردم و رفتم دنبال آیدا .....
شرط برای پارت بعدی :
۱۵ تا لایک + کامنت حتما بزارید
- ۱.۰k
- ۱۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط