ای کاش! کسی بود که غمخوار دلم بود

ای کاش! کسی بود که غمخوار دلم بود
مانند غزل های خودم، یارِ دلم بود

عاشق شده بودم دلم از درد، نمیرد
آری سخن عشق، پرستارِ دلم بود

هرجا نفسم تنگ شد آمد غزلی نو
غم بود ولی قافیه، غمخوار دلم بود

بازار وفا بود و حراجی محبت
یک رهگذرِ مست، خریدار دلم بود

یک بوسه فقط، مطلع دل میشد و آنجا
سمفونیِ هر شعر، دگر کار دلم بود

خال و خط و ابرو و لبش رنگ خدا داشت
من بنده ی او بودم و دادار دلم بود

رفته است از این کوچه ی بن بست همانکه
همسایه ی دیوار به دیوار دلم بود...
دیدگاه ها (۱)

کاش میشد زندگیتکرار داشت . . .لااقل تکرار را یکبار داشت . . ...

هرگز نکشم منت مهتاب جهان را تاریکی شبهای مرا روی تو کافیستاز...

ﻟﺒـــــــــــﺮﯾﺰ ﻏﺰﻟﻬﺎﯼ ﻋﺠﯿﺐ ﺍﺳﺖ ﻧﮕﺎﻫﺖﺗﻠﻔﯿﻖ ﺷﺮﺍﺏ ﻭ ﺷﺐ ﻭ ﺳﯿﺐ ...

مرا چون موج،دوری از تو ممکن نیست ای ساحل !هزاران بار ترکت کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط