#تلنگر

#تلنگر
تو همسر مرا دزدیدی!

تو همسر مرا از من دزیدی....
آن هنگام که من در آشپزخانه و مقابل اجاق گاز
مشغول پختن غذایی از جنس عشق بودم...
تو در جلو آینه مشغول ساختن و پرداختن خود بودی،تا عشق را نابود سازی.....
تو همسر مرا ربودی نه همسرم ،که هستی ام را ربودی.
آنگاه که من در انتظار آمدنش میسوختم ،
تو در راه آمدنش به انتظار نشسته بودی، برای سوزاندن دلش....
تو پدر فرزندم را دزدیدی....
آن هنگام که تن من در تولد فرزندم از ریخت افتاده بود
و تو اندامت را در باشگاه زیبایی و رقص باله میساختی....
اگر برای تو، آن موهای بیرون ریخته و لباسهای چسبان و آستین های بالا رفته ،
یک بازی کودکانه است!!
اما برای من همه اینها، بازی مرگ و زندگیست.....
خدا تو را خواهد بخشید؟
شنیده ام خدا از حق خودش میگذرد اما از حق بنده اش نه !
------------------------
یکم فقط یکم فکر کنیم!
کپی با ذکر صلوات♥
دیدگاه ها (۲)

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)سونگمین/ا.تبرای آخرین بار به جعبه...

دلبر رئیس

[ممنون که با دقت مطالعه میکنید]#‌میگویی_دلت_پاک_است!‌پس حرفم...

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 [ممنون که با دقت مطالعه میکنید]#‌میگ...

‌.🌸 ممنون که با دقت مطالعه میکنید🌸 ‌#هو_الرحمان‌.‌میگویی دلت...

[ممنون که با دقت مطالعه میکنید]#‌میگویی_دلت_پاک_است!‌پس حرفم...

‌.🌸 ممنون که با دقت مطالعه میکنید🌸 ‌#هو_الرحمان‌.‌میگویی دلت...

مادری رو به فرزندش کرد و او را نصیحت کرد:فرزندم:روزی از ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط