.

.

🌑 رقص سایه‌ها | پارت دوم: «ردِ پایِ یک شبح»


در دنیای مافیا، همه از «شبح» حرف می‌زدند؛ قاتلی که هیچ ردِ خونی از خود باقی نمی‌گذاشت، هیچ عکس و فیلمی از او نبود و تنها چیزی که از صحنه‌ی قتل‌های وحشتناکش باقی می‌ماند، یک نشانه‌ی کوچک و بی‌معنی بود: یک سکه‌ی نقره‌ایِ قدیمی که روی چشمِ قربانی قرار می‌گرفت.

جئون جونگ‌کوک در اتاقِ کارش، به عکسِ آخرین قربانی خیره شده بود. مردی که همین دو ساعت پیش، در یک مخفیگاهِ امن، با یک ضربه‌ی دقیق و بی‌صدا کشته شده بود. جونگ‌کوک با عصبانیت، سکه‌ی نقره‌ای را که از صحنه برداشته بود، روی میز پرتاب کرد.

«این دیگه فقط یه قتل ساده نیست… این یه پیامه.» او زیر لب گفت. او حس می‌کرد این قاتل دارد او را به بازی می‌گیرد، انگار که دارد در یک شطرنجِ خونین، مهره‌های جونگ‌کوک را یکی یکی از بازی خارج می‌کند.

در همان ساعت، در بخشِ امنیتِ شرکتِ کیم، کیم میرا در حال بررسیِ دوربین‌های مداربسته‌ی ورودیِ زیرزمینی بود. او با دقتِ یک تک‌تیرانداز، روی تک‌تکِ پیکسل‌ها زوم می‌کرد. ناگهان، چیزی چشمانش را گرفت.

در یکی از گوشه‌های تاریکِ دوربین، برای تنها یک میلی‌ثانیه، سایه‌ای گذشت. نه یک آدم، بلکه چیزی شبیه به یک ردِ گذرا. میرا با حسِ ششمِ قوی‌اش، لرزشی را در ستونِ فقراتش حس کرد. او به صفحه نمایش نزدیک‌تر شد. در همان لحظه‌ی گذشتنِ سایه، یکی از سیستم‌های امنیتیِ بخشِ مالی، برای لحظه‌ای مختل شد و یک کدِ رمزآلودِ عجیب در صفحه ظاهر شد: “S-H-A-D-O-W”.

میرا با اخم به صفحه خیره شد. او می‌دانست که این یک خطای سیستمیِ ساده نیست. کسی به درونِ حصارِ نفوذناپذیرِ شرکتِ کیم رخنه کرده بود؛ اما نه برای دزدی، بلکه برای نشان دادنِ اینکه می‌تواند هر لحظه مرگ را به قلبِ آن‌ها بیاورد.

دو دنیای متفاوت، دو رهبرِ مقتدر، و یک قاتلِ نامرئی.

جونگ‌کوک در جستجویِ انتقام برای قتل‌های ۷ سال پیش بود، و میرا در جستجویِ محافظت از قلمرویش. اما هر دو نمی‌دانستند که این قاتلِ مرموز، در واقع پلی است که سرانجام، آن‌ها را به یک برخوردِ ویرانگر و عاشقانه متصل خواهد کرد.

سایه داشت حرکت می‌کرد… و هر دو، قربانی‌های بعدیِ این رقص بودند.
دیدگاه ها (۱)

وارث سایه‌ها — پارت ۱۱صدای باران روی شیشه‌های بلند عمارت می‌...

White Lotus | Part 20صبح همان روز...سوآ هنوز خواب بود که صدا...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۹✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

LESSON

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

P : 6

RESPECT OR DIE : پارت پانزدهممرد چند لحظه به جونگ‌کوک خیره م...

White Lotus | Part 22صبح روز بعد...فرودگاه اینچئون شلوغ‌تر ا...

جونگ‌کوک دست‌هایش را داخل جیبش گذاشت و آرام راه افتاد.هوا سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط