P18

P18
عروس فراری
.
.
.
اونو تو یکی از اتاق های شکنجه بستن و یکی رو مسئول کردن که وقتی بیدار شد به اعضا بگه
پرش زمانی ۳۰ دقیقه بعد
همه تو اتاق جم شده بودن و مایکی جلوی همون یاروع( بهش میگم ¥) نشسته بود و بقیه پشتش
مایکی : یا جواب میدی یا از روش هودجون وارد میشیم
¥ با صدای لرزون گفت
¥ :م...من فقط.......فقط اومده بودم دنبال
..د...دخترم...
ا/ت : هه !؟
ریندو : دخترت !؟
ران : سوزومه رو میگه؟!
سانزو: خفه شین ببین چی میگه!
مایکی : کامل همه چیز رو بگو
¥ ...چ‌...چند وقت بعد ...از این که دخترم به دنیا اومد....مادرش آرم طلاق گرفت.....
ریندو: واد فا.....
ا/ت دستش رو رو دهن ریندو میزاره
ا/ت : هیشششش
¥‌ : اون دخترم رو با خودش برد....و بعد معلوم شد جلوی یه عمارت گذاشتتش ......
مایکی نگاهی به ا/ت میکنه
مایکی : بیارش
ا/ت سر تکان ( تکو_) میده و میره تا سوزومه رو بیاره
ویو ا/ت
توی راه رو بودم و داشتم فکر میکردم که رفتاری که چند ساعت پیش داشت اصلا شبیه رفتار الانش نبود و قیافش خیلی عجیبه م های بلند سیاه و سفید و قد باند و خیلی لاغر و دندون های بهم ریخته ....رفتم و سوزومه رو بر داشتم
ا/ت : هی دختر فکر کنم دیگه باید بری
سوزومه :.....
ا/ن سوزومه رو برد تو اون اتاقه
مایکی : این بچه رو میگی ؟
¥ چشماش برق میزنه
¥ : بله بله ! ا..این ...دختر عزیزمه....لطفا....بزارین ما بریم
مایکی نگاهی خنثی به ¥ میکنه که از هر حرفی ترسناک تر بود و سپس به سانزو میگه
مایکی : تا دم در با دست بسته ببرینش و دخترش رو هم بهش بدین
به سمت ¥ خم میشه و با چشمایی ترسناک میگه
مایکی : و به نفعت هست که دیگه اینجا ها پیدات نشه
¥ : ممنونم واقعا ممنونم ل..لطفتون رو جبران میکنم !
مایکی میره و سانزو دستای ¥ رو میگیره و ا/ت هم همینطور که سوزومه رو بغل کرده بود دنبال سانزو سمت در میره
سانزو : اه چه اتفاقی مسخره ای
ا/ت : اومدیم دو ثانیه استراحت کنیم ها
¥ یه نگاه به ا/ت میکنه که چطوری سوزومه رو بغل کرده و بعد میگه
¥ : تو بچه نداری ؟
ا/ت سرخ میشه
ا/ت : اولا تو فوضولی کی هستی !؟ دوما نه !
سانزو هم قهقه میزنه
¥ : آخه بچه باهات خیلی خوبه و تو هم خیلی خوب بغلش کردی و بین این همه پسر تو یه دختر تک.......
سانزو : ما بهش نگاه کنیم هم عشقش پدرمون رو در میاره
¥ : اوه اوه کی رو دوست داری شیطون (😂🤦‍♀️)
ا/ت : هیشکی !!!!
سانزو : همون که موهای بنفش بلند داشت
ا/ت هم میخواد سانزو رو جر بده
¥ : از جوونیتون لذت ببرین و بهم دیگه اعتراف کنین
ا/ت : مرتیکه یا خفه میشی یا خفت کنم !؟
¥ : باشه باشه! فقط داشتم شوخی میکردم !
¥ رو از عمارت میبرن بیرون و سوزومه رو میدن دستش و خدافظی میکنن و میرن
.
.
.
بالاخره یه پارت طولانی امشب برین عشق کنین ۴ تا پارتتتتتتت
دیدگاه ها (۰)

وانشات هانما ولی از الان بگم یکم خیلی کم 🤏🏻 انقدر هنتای هست ...

وانشات تایجو ...بارون روی سقف کلیسا می‌بارید.تایجو بی‌حرکت ر...

P 8 عروس فراری ویو ریندو رو تختم دراز کشیده بودم دستم رو از ...

P 17بنده گشادم پس برای پارت بعدی ۲۰ تا لایک 🗿-دیدار غیر منتظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط