🍁Part_14🍁

🍁Part_14🍁
🦇❤️آغوش گرم تو❤️🦉

🍃صبح روز جمعه🍃(البته ظهر🙄)

🦉دیانا🦉
ساعت 12:30 بیدار شدم پاشدم رفتم دستشویی
کارامو کردم اومدم بیرون رفتم یع هودی نارنجی
لش پوشیدم با یع شلوار اسلش مشکی موهامو
بافتم یع تینت زدم و اومدم بیرون🙃
مهناز:سلام دیا خانوم ظهرتون بخیر
دیانا:صلم....بابا کو🤨
مهناز:رفت شرکت
دیانا:ولی امروز ک جمعس
مهناز:ارع ولی یکم کار داشت رفت ب اونا برسه
دیانا:عوک👍مامان گشنمه برو صبونه بخور
گذاشتم واست
دیانا:مرص💜✨️
رفتم صبونه بخورم یادم اومد امروز
جمعس بعد صبحانه رفتم حموم بعد از حموم رفتم لباس پوشیدم موهامو خشک کردم
رفتم ب مامانم گفتم میخوام برم بیرون اونم گف
بش ولی زود بیا گفتم عوک
رفتم دیدم ساعت4:30 لباس یع شلوار بگ با مانتو کوتاه بنفش پوشیدم با یع شار مشکی براق
آرایش خعلی غلیظی نکردم یع رژ صورتی خعلی خوش رنگ زدم و کیفمو برداشتم رفتم کفش اسپرت لژ دار پوشیدم اسنپ گرفتم بعد چند مین
رسیدم ب آدرسی ک نیکا گف

🦇ارسلان🦇
ما امروز قبل از اینکه دیانا بیاد اومدیم
نیکا بهم گفت ک وقتی ب دیانا گف
ب من حس دارع دیانا گفت ارع ب خاطر همین
الان 1000 برابر خوشحالم ک حس بینمون
دو طرفس🥺(اوخی بمیرم برا بَشَم❤️😂)
نیکا زنگ زد ب دیانا گف دارع می‌یاد یع میز اونجا
بود روش یع گلدون بود با شمع


❤️❤️❤️

لایک وکامنت فراموش نشع 😉
هوف😮‍💨
دیدگاه ها (۰)

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part51چون مامانم واسه شام صدام زدرفتم شام و ب...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

Love you پارت سیزدهم&اول تو برو دوش بگیر-یا چ فرقی دار هردو ...

رمان دخت من

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

Part ¹⁵ویو جونگکوک دختر خیلی خوشگلی بود به قول مامانم قرص ما...

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط