تو

تو
یک حسرت مدامی
مثل تماشای
شمعدانی های ایوان خانه ی روبرو!
وقتی صبح به کوچه سلام میکنند

#حامد_نیازی
دیدگاه ها (۷)

شمعدانی شده ام...تا به ساقه ی نازک تنهایی ام ...دست می بری.....

آنقدر زیبایی که به تنهایی از عهده‌یدوست داشتنت بر نمی آیم .....

دیروز وقتی کنارت بودماحساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ...

وقتی لبخَندش رادر گلدان خاک خوردهدِلمکاشتم...!چه دوستت دارم ...

کجای جهان را تنگ می کردیم؟من و تو اگر کنار هم می ماندیم...!و...

maryam :گاهی دلتنگ تو می شومگاهی هم دلتنگ ترگاهی به‌ ماهِ با...

و صبح‌ یعنـے ڪَشایشِچشمه خورشید، درونِ دیدڪَانـیڪه تنها محوِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط