ژیمناست خاص
ژیمناست خاص
پارت ۷
ویو ا.ت
یهو بابام و دیدم و مثل چی ترسیدم و رفتم پشت جیمین قایم شدم که دیدم رفت بابامو زد و بعدشم زنگ زد به پلیس بعدشم اومد بغلم کرد و من همونجا زدم زیر گریه
ویو جیمین
بعدش اومدم ا.ت رو بغل کردم که دیدم شروع کرده به گریه کردن احساس کردم نمیتونه سر پایی گریه کنه پس بلندش کردم و بردمش روی صندلی رخکن و روی پای خودم نشوندمش
ویو ا.ت
بعدش نمیدونم چرا بلندم کرد و گذاشتم روی پای خودش ولی برام مهم نبود و بازم گریه کردم
ویو جیمین
براش مهم نبود و بازم توی بغلم گریه میکرد که یهو دست خودم نبود و سرم و کردم لای گردن و موهاش و روی گردنش بوسه های ریز می زاشتم
ا.ت ویو
که یهو
پارت ۷
ویو ا.ت
یهو بابام و دیدم و مثل چی ترسیدم و رفتم پشت جیمین قایم شدم که دیدم رفت بابامو زد و بعدشم زنگ زد به پلیس بعدشم اومد بغلم کرد و من همونجا زدم زیر گریه
ویو جیمین
بعدش اومدم ا.ت رو بغل کردم که دیدم شروع کرده به گریه کردن احساس کردم نمیتونه سر پایی گریه کنه پس بلندش کردم و بردمش روی صندلی رخکن و روی پای خودم نشوندمش
ویو ا.ت
بعدش نمیدونم چرا بلندم کرد و گذاشتم روی پای خودش ولی برام مهم نبود و بازم گریه کردم
ویو جیمین
براش مهم نبود و بازم توی بغلم گریه میکرد که یهو دست خودم نبود و سرم و کردم لای گردن و موهاش و روی گردنش بوسه های ریز می زاشتم
ا.ت ویو
که یهو
- ۸۷
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط