کاروانها یک به یک رفتند سوی کربلا

کاروانها یک به یک رفتند سوی کربلا

دیدی آخر ماند بر دل آروزی کربلا

همچو بیداران بیدل در میان خاک و خون

کی شود جانم بگیرد رنگ و بوی کربلا
#اربعین
#کربلایت_آرزوست
جامانده ام💔
دیدگاه ها (۲)

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

تکاپو پارت 106:بدون کابوس🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آسمان کم‌کم به رنگ آبی تی...

🌿🤍 بهار، با موهای فرِ فری و دنیایی از عشق و اصالت… 🥹🌱✨👧🏻🤍🌳🍃 ...

p27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط