پشت روز روشنم شام سیاهی دیگر است

پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر است
آنچه آن را کوه خواندم، پرتگاهی دیگر است

شاید از اول نباید عاشق هم می شدیم
این درست اما جدایی اشتباهی دیگر است...
دیدگاه ها (۱)

مادرم میگفت:به دیوار تکیه کن، ولی به مردها ، نه ... !که دیوا...

این یک شعر نیستاین یک دلنوشته نیستاین یک تمناستاز تو ...که ب...

مراقب باشیم چون!!!.بزرگترین ضربه را از دشمنانی می خوریم که د...

چنـــــدتا ببرتو عکس میبینید؟؟؟ کامـــــــــنت لطفـــــا؟؟؟

ونزوئلا دقیقاااا داره همون اشتباهی رو می کنه که بشار اسد تو ...

ان کس نمیداند و نخواهد دانست که چه ضربه به من زده است اگاه ...

بیب من برمیگردم پارت : 81( دو روز بعد) جانگه داشت برای مهمون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط