اتاق بسته و دری که تکیه گاه می شود

اتاق بسته و دری که تکیه گاه می شود
ز پشت پرده کوچه ای که راه راه می شود
کدام راه، راه تو به سمت خانه ی من است؟
به هر کدام می روم که اشتباه می شود
تکان خودنویس من در آفتاب اسم تو
به روی سقف خانه ام شبیه ماه می شود
و این شروع بازی دوباره دل گرفتن است
ظهور کن سپید من، دلم سیاه می شود
ز خوشه های گندمی که روی پرده می تپد
دوباره ذهن بادها پر از گناه می شود
بیا که بی تو روزها چو رشته های موی من
یکی سپید می شود، یکی سیاه می شود

چه رسم نرگسانه ای به نقطه ای رسیده ام
که دل به جای گفتگو فقط نگاه می شود
تمام دلخوشی من به چهره های عابران
که فکر می کنم تویی که اشتباه می شود
دیدگاه ها (۳)

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشمت...

امشب دلم را می تکانم پیش پایت چیزی ندارم من بجز این دل برایت...

تو را دوست دارم، ولی رو نکردم فقط شعر گفتم، هیاهو نکردم نگفت...

ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﻱ ﺗﻮ ﺣﺴﺎﺳﻢ ﻭ ﻏﯿﺮﺕ ﺩﺍﺭﻡﭘﺸﺖ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺍﻡ ﻣﻦ ﻃﻖ ﻭ ﺣﮑﻤﺖ...

🌱 یادش بخیر...یادش بخیر روزهایی که زنگ در خانه را با دست می‌...

*ترجمه*🕊*یا رحمان ،وقتی سینه‌ام تنگ می‌شود تو طوفان درون ذهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط