Part

Part18

اگه مامان بفهمه چی که کتک خورده داشتن تجاوز میکردم تو مدرسه باهاش بدرفتاری کردم و تو مدرسه باهاش سرد بودم و حتی میفهمه مافیام نه نه نه نه نه این اتفاق نمیفته


پزش زمانی به فردا.................................................................................

ات ویو
از خواب بیدار شدم گیج و منگ بودم بلند شدم و همینطور وایسادم تا یکم ویندوزم بالا بیاد به اینور اونور نگاه کردم تهیونگ بدون لباس کنارم خوابیده بود یکم فکر کردم و دیشب یادم اومد وایییییی همه چیو لو دادمممم

ته:بگیر بخواب بچه(خواب)
ات:بروبابا(چشم قره)
ته:به من میگی برو بابا

از دستم گرفت و هولم داد رو تخت و خیلی سفت گرفتم

ات:ولمم کننن(سرد)
ته:بگیر بخواب ۱ ساعت دیگه میخوایم بریم بوسان(خواب الود)
ات:پس بزار برم لباس هامو جمع کنم
ته:هوففف باشه برو

نصف لباسامو جمع کردم و که ۱۵ دقیقه بعد ته هم بلند شد و با بالاتنه برهنه لباساشو جمع کرد

پرش زمانی به ۱ ساعت بعد...................................................................


تو هواپیما بودیم و کنار هم نشسته بودیم هعییی یاده موقعی افتادم که اومدم سئول گفتم بزار برا خودم مطرحش کنم تا ته بشنوه

ات:هعیییی یادش بخیر داشتم بعد از ۱ سال برمیگشتم سئول برا یک کسی که الان دیگه برام غریبست با ذوق داشتم میمودم......... کهههه‌
مهماندار:من شمارو میشناسم شما هم ن دختری هستی که گفتم پدر و مادرت کو گفتی تنهام
ات:عااا بلههه اینم برادرم
مهماندار:اووووو من فکر کردم دوست پسرتونن خوش بگذره(رفت)

دیگه با گوشی ور رفتم یا خوابیدم یا آهنگ گوش دادم یا فیلم دیدم و خوردم تا رسیدیم

پرش زمانی به بوسان..................‌‌‌...........................................................
دیدگاه ها (۴)

Part۱۹.ات ویوپیاده شدیم و سوار ماشین شدیم و بار هارو گزاشتم ...

Part۲۱ته ویورفتم حموم و اومدن بیرون و لباسامو پوشیدم و گفتم ...

Part17دیدم یک دختر روی صندلی نشسته و انقدر مسته که سرش براش ...

Part16و نشستم کنارش و حوله یرو مالیدم به بدنش و حوله رو در آ...

p9

:وقتی بارون میاد و میگی بریم بیرون☔🌧☆مکنه لاین☆☆جیمین☆خواب ب...

پارت ۵ویو کوک خواستم برم دنبالش که لیسا دستمو گرفت =ولش کن ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط