بزن پلکی به هم گاهی ببین من زنده ام یا نه؟

بزن پلکی به هم گاهی ببین من زنده ام یا نه؟
شکستی قاب چشمم را ببین جان کنده ام یا نه؟

نشسته پشت این میز و عذابم را نمی بینی
تو را تا اوج این قصه خودم آورده ام یا نه؟

به این لبخند زیبای تو معصومانه می خندم
خبر داری تو از آه پس از هر خنده ام یا نه؟

قلم را دست می گیرم، خجالت می کشم از تو
تو می فهمی که از عطر تنت آکنده ام یا نه؟

خودت رابردی و رفتی ...من اما عاشقت ماندم
حسابم کن همین حالا ببین بازنده ام یا نه؟

نگاهی کن به بالا و بگو در گوش من آیا
کسی می دید از بالا که من هم بنده ام یا نه؟؟؟
دیدگاه ها (۳)

دو چشم شاعرت از من تمام شعرهام از تونگاه خیس تو از من و بغض ...

لبت را دیدم ودیدم ، که ساغر راست میگوید!تنت را دیدم وگفتم ، ...

سلام ماه قشنگم که تاج گُل به سر داری!از اشتیاق دل تنگ من خبر...

من اگر روی تو حسّاسم وُ غیرت دارمپشتِ این عاشقی‌ام منطق وُ ح...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط