استاد من

🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت ⁴¹
سلین: باشه
حواسم هست
کوک : میشه سونا رو بدی؟
سلین :آره حتما بیا
پدر : خب دیگ‌ ما باید بریم
سلین :کجا
پدر:خونه ی برادر جویی
سونا هم پیش شما میخونه
سلین : بابا این بچه فقط یک‌‌ روزه که بدنیا اومده باید پیشه مامانش باشه
جویی:نه عزیزم اشکال نداره بعد از اینکه غذات تموم شد یه شیر خشک برای سونا درست کن
سلین:چشم‌
خدا نگهدار
بعد رفتن
کوک:خب تو برو به اون بچه برس
من میز رو جمع میکنم
سیلن:باشه
¹⁰ دقیقه بعد
کوک:آخیشششش
سلین !
سیلن :بله
کوک:مادر شدن خیلی بهت میاد خیلییی
سلین : ممنونم
کوک: واقعیت رو گفتم
سلین :چیز ها آها باید برم برای سونا شیر درست کنم
کوک:برو (خنده)
چند مین بعد
سلین :خب سونا خانوم شیر شما هم آماده ست
و‌ شیر دادم به سونا و خورد
کوک:سلین من خوابم میاد
سلین :برو بخواب
کوک:تنها
سلین :منم جویی و بابام میان میام دیگ‌
کوک:نههه منم میمونم باهم بریم
سلین :بیا یه فیلم بزار ببین ‌‌خرگوش جونم‌
کوک:خرگوش جونم؟
سلین:بله خرگوش جونم‌
کوک:آها الان این خرگوش جونت وحشی میشه هااا (نگاه های شیطانی)
سلین :چرا چرت پرت میگی عههه
کوک‌ میبینی چقدر نازه و کوچولو سونا خیلی دوسش دارم
کوک:آره خیلی بامزه ست
ادامه دارد....
نظر بدیددد🐚🐚🐚
دیدگاه ها (۷)

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁴²سلین: جونکوکااااا کوک: جانم عشقم سلین :...

💫

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ⁴⁰سلین :جونکوک . بابا بیاید شام بخورید ک...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت³⁹پدر:خب دیگ بریم خونه سلین:بریمکوک:بریم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط