ستاره و ماه

۲ ستاره و ۳ ماه

پارت۳

تا آنیا رسید خونه آنیا و آیسا جریان رو برای لوید تعریف کردن ( و لوید مثل اون قسمت که بکی میاد خونشون قهوه رو تف میکنه)

[چطور ممکنه بدون دخالت من و شانسی با یه دزموند همگروه شن خیلی عجیبه] (و تو فک بود که )آیسا:بابایی خوبی؟ لوید آره خوبم پس تو فعلا همگروهیت مشخص نیست؟

آیسا:آره
لوید[پس آیسا هم با یه دزموند دیگه همگروه میکنم ولی کدومشون؟]تو همون لحظه آنیا درحال ✨️ بود آنیا[یعنی با کدومشون همگروه میشه؟🤔]

در این حال آیسا حواسش نبود و ذهن نخوانده بود آنیا هم چیزی نگفت
آنیا و آیسا باهم گفتن بابایی ما میریم تو اتاق استراحت کنیم و وقتی رفتن لوید[خب دمیتریوس رو انتخاب میکنمچون دنیل اصلا اجتماعی نیست و احتمالا برای ماموریت فایده نداره]شب لوید یه بهونه جور کرد و رفت که ماموریت همگروهی رو انجام بده[خب احتمالا تا الان انتخاب کردن و فردا میخوان خبر بدن]
)ایدن همگروهی ها رو رو برگه مینویسه)
(رفت که ببینه آیسا با کی همگروه شده و تغییرش بده)و در کمال تعجب از قبل با دمیتریوس انتخاب شده بود لوید تو شوک بود[چطور ممکنه هردو با دزموند ها همگروهی بشن نکنه شانسیه؟خودت رو جمع کن تاسوگاره(خیلی شبیه انیمه شد😂)شاید یکی این وسطه که دزدکی کمک میکنه؟بعدا میفهمم]و برگشت خونه
همه خواب بودن و خودش هم رفت خوابید ولی کل شب اون فکرا تو سرش میپیچیدن

اینم از این پارت ببخشید اگه زیاد جریان نداشت ولی پارت بعد جبران میکنم که احتمال خیلی خیلی زیاد فردا میزارم🫶🏻💙
دیدگاه ها (۲)

۲ستاره و ۳ ماهپارت۴فلش به جشن آخر هفتهاول که آنیا و آیسا وار...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۲بچه ها وقتی حرفی رو تو ذهنشون میزنن [از...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۱۱ روز عادی (روز اول مدرسه)لوید:آنیا بید...

spy×family فصل •2• پارت•2•همه میرن سر کلاس تا زنگ آخر انیا و...

الان چکار میکنه؟ p1:انیا تو مدسه بود و داشت طبق معمول با پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط