پشت ویترین ساعت فروشی ایستاده بودم، ساعتها رو که نگاه میک

پشت ویترین ساعت فروشی ایستاده بودم، ساعتها رو که نگاه میکردم دیدم هیچ ساعتی به قشنگی ساعتی که دور هم هستیم. نیس...

لحظات پایانی سال94مبارکシ

بوی نو شدن می آید...ولی تو
همیشه رفیق کهنه ی من بمان...

گندم های هفت سین به گندمهای آسیاب گفتند: قصه ی ماگرچه نان نداشت اما پایانی سبزداشت.پایان امسالت سبز باد.
آرزویم برایت این است:
در میان مردمی که می دوند برای "زنده بودن"
آرام قدم برداری برای"زندگی کردن"


سفره هفت سینمون قشنگه خودم چیدمش°__°خخ اخرین دروغ ۹۴
دیدگاه ها (۴)

ساعت تحویل❤❤❤بچه ها بای من دیگه نمیام ویس اگه خدا خواست تا س...

تخم مرغام خخ یکی به عشق شوهرم❤❤یکی مرحوم هادی❤❤

من غش^_____^قربون پدر بچه هام❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤متی رو ❤❤❤❤❤

:(همه اینو بزارن تو پستاشون:/مگه چندتا هادی داریم:(

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط