امشب برای آسمان ، مه در زمین پیدا کنم
امشب برای آسمان ، مه در زمین پیدا کنم
بر دف زنم بر ساز و نی ، جشنی به دل بر پا کنم
هم عاشقم هم فارغم ، هم شاد و هم افسرده ام
در موجِ سرگردانِ خود ، تسلیم را معنا کنم
از دیده و دل روزه ام ، در آسمانت دیده ام
چون چهره را رخشان کنی ، من روزه از دل وا کنم
چنگی زنم رقصی کنم ، مست از رخ تو می دوم
تا می رسم نزدیک تو ، تعظیم بر گلها کنم
اینجا تویی آنجا تویی ، خورشید و ماه من تویی
فردا تویی ای ماه من ، امروز را فردا کنم
ماهِ من و ماهِ خدا ، ماهِ تو و ماهِ صفا
از عشقِ بی همتای تو ، هر ماه را شیدا کنم
از برق و نورِ چشمِ تو ، با لرزه ای بر جسم و جان
بر دف زنم بر ساز و نی ، جشنی به دل بر پا کنم
هم عاشقم هم فارغم ، هم شاد و هم افسرده ام
در موجِ سرگردانِ خود ، تسلیم را معنا کنم
از دیده و دل روزه ام ، در آسمانت دیده ام
چون چهره را رخشان کنی ، من روزه از دل وا کنم
چنگی زنم رقصی کنم ، مست از رخ تو می دوم
تا می رسم نزدیک تو ، تعظیم بر گلها کنم
اینجا تویی آنجا تویی ، خورشید و ماه من تویی
فردا تویی ای ماه من ، امروز را فردا کنم
ماهِ من و ماهِ خدا ، ماهِ تو و ماهِ صفا
از عشقِ بی همتای تو ، هر ماه را شیدا کنم
از برق و نورِ چشمِ تو ، با لرزه ای بر جسم و جان
- ۹۷۷
- ۲۰ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط