:part ۳

:part ۳
سوار ماشین شدیم رفتیم خونه

ا ساعت بعد:
رسیدیم خونه به محض پیاده شدن از ماشین پیاده شدم عین روانیا به سمتم حمله کرد و گلوم رو گرفت و فشار داد داشتم خفه میشدم که نامادریم اومد.
ن م.ا/ت: داری چیکار میکنی پسره احمق اگه بلایی سر این دختره نکبت بیوفته آواره میشیم ولش کن
دای: به درک بزار بکشمش.
ن م.ا/ت: ولش کن اگر بمیره به عنوان یکی از معاونان ارباب جئون کلی شایعه درست میکنن برات نفهم بفهم.
که آروم دستاش شل شد گلوم درد میکرد و بزور نفس می کشیدم.
فکر کنم جای دستاش مونده و صورتم کبود شده.
از این دختره میرا(خواهر ناتنی ا/ت) هم خبری نیست حتما دوباره زیر یه پسر دیگه خوابیده باید یه کلمه بالاتر از هرزه و جنده براش بسازم.
.
.
.
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

:part ۴ن م.ا/ت: راستی دای ارباب جئون به گوشیت زنگ زده بود جو...

:part ۵ساعت نزدیکای ۳ شب بود که با صدای دستگیره در بیدار شدم...

:part ۲یعنی چیکار میخواد باهام بکنه خیلی میترسم از اون جهت ک...

:part 1سلام من ا/ت هستم حتما باهام آشنا شدید من ۲۴ سالمه و ب...

آتیشی که از بارون شروع شدprt18ویوی ا. تبه فلش روی میز نگاه ک...

پارت:۶:از زبات ا/ت:سه سال گذشت و پسر کوچولومون بزرگتر شد زند...

پارت:۶:از زبات ا/ت:سه سال گذشت و پسر کوچولومون بزرگتر شد زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط