به تو که فکر میکنم بی اختیار به حماقت خودم لبخند میزنم ،

به تو که فکر میکنم بی اختیار به حماقت خودم لبخند میزنم ، سیاهی لشگری بودم در عشق تو و به خیال خودم نقش اول ...........
دیدگاه ها (۸)

نه من ناراحت نشدم، فقط دارم؛ دربارش پوست لبمو می‌کنم. بدنمو...

این جمله زیادی منو به فکر فرو برد اینکه قبلا چقدر ادم باذوق ...

‏من...روز خویش را..با آفتابِ رویِ توکز مشرقِ خیال دمیده است ...

نقش خود توست هر چه درمن بینی

پارت ۲ویو روبی:توی اتاق بودم و داشتم فکر میکردم به این که ای...

چرا که برای اولین بار سهمم را از این دنیا گرفته بودمفردی که ...

سیدالشهدایک نفر با تمام وجودشکیلومتر ها دورتر دلتنگ شماست(:💔...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط