دلم راسنجاق دلت کردم
دلم را،سنجاق دلت کردم،،
بی بهانه چرا،من دلم.هوای دلت کردم،،
اگرچه من بی بهانگی راامشب بهانه کردم،،
اماهم دم دلم،سکوته دل پر دردم،،
نفس به عشق تو پراز عشق کردم،،
فضای موجود عشق را،من ندانسته گم کرد،،
به منطق،استبدال خودببین چگونه شک کردم،،
دراین هوای عشق تو ببین چگونه بچگی کردم،،
نگاه من دگر نگاه پر درد است،،
به کنترل اشکهای خود،من شک کردم،،
تو لمس دستان من را غیب گویی کردی،،
توبا نگاهت با قلب من نمیدانم چه کردی،،،
که مهتی درون من را تو بی صدا،صدا کرد!!!!
بی بهانه چرا،من دلم.هوای دلت کردم،،
اگرچه من بی بهانگی راامشب بهانه کردم،،
اماهم دم دلم،سکوته دل پر دردم،،
نفس به عشق تو پراز عشق کردم،،
فضای موجود عشق را،من ندانسته گم کرد،،
به منطق،استبدال خودببین چگونه شک کردم،،
دراین هوای عشق تو ببین چگونه بچگی کردم،،
نگاه من دگر نگاه پر درد است،،
به کنترل اشکهای خود،من شک کردم،،
تو لمس دستان من را غیب گویی کردی،،
توبا نگاهت با قلب من نمیدانم چه کردی،،،
که مهتی درون من را تو بی صدا،صدا کرد!!!!
- ۱.۴k
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط