دلم راسنجاق دلت کردم

دلم را،سنجاق دلت کردم،،
بی بهانه چرا،من دلم.هوای دلت کردم،،
اگرچه من بی بهانگی راامشب بهانه کردم،،
اماهم دم دلم،سکوته دل پر دردم،،
نفس به عشق تو پراز عشق کردم،،
فضای موجود عشق را،من ندانسته گم کرد،،
به منطق،استبدال خودببین چگونه شک کردم،،
دراین هوای عشق تو ببین چگونه بچگی کردم،،
نگاه من دگر نگاه پر درد است،،
به کنترل اشکهای خود،من شک کردم،،
تو لمس دستان من را غیب گویی کردی،،
توبا نگاهت با قلب من نمیدانم چه کردی،،،
که مهتی درون من را تو بی صدا،صدا کرد!!!!
دیدگاه ها (۹)

ﻏﺼﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻓﺮﺻﺖ ﺟﻮﻻﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖﻫﺮﮐﺴﯽ ﺭﻧﮓ ...

.

دیروز از جلوی یه رستوران رد میشدمرفتم داخل گفتم آقا جوجه دار...

پیامک زد شبی لیلی به مجنونکه هر وقت آمدی از خانه بیرونبیاور ...

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،دیگر چه...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۷۳کنارش اخ.. ناباور و درمونده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط