امروز یه روز خیلیییییی عجیب بود برام
امروز یه روز خیلیییییی عجیب بود برام...
اول از همه هواش
یه بارون خیلی تند
بعدش به خاطر اینکه سر کلاس خوابم می اومد بردنم دفتر
بعدش معلم فناوری مون با دوست ۵ ساله ام که ۵ ماه بود با هم قهر بودیمو حرف نزدیم ، اشتی مون داد
گریه هامون ، بغل کردن مون
اینکه چقدر هردوتا مون به این اتفاق احتیاج داشتیم
اینکه چقدر ارزش همو بیشتر فهمیدم
اینکه بچه های کلاس با گریه های ما گریه کردن
اینکه معلم مون به خاطر ما درس و تعطلیل کرد
امروز یه روز عادی نبود...
من به روزای خوشحالی مشکوکم ...
اول از همه هواش
یه بارون خیلی تند
بعدش به خاطر اینکه سر کلاس خوابم می اومد بردنم دفتر
بعدش معلم فناوری مون با دوست ۵ ساله ام که ۵ ماه بود با هم قهر بودیمو حرف نزدیم ، اشتی مون داد
گریه هامون ، بغل کردن مون
اینکه چقدر هردوتا مون به این اتفاق احتیاج داشتیم
اینکه چقدر ارزش همو بیشتر فهمیدم
اینکه بچه های کلاس با گریه های ما گریه کردن
اینکه معلم مون به خاطر ما درس و تعطلیل کرد
امروز یه روز عادی نبود...
من به روزای خوشحالی مشکوکم ...
- ۳.۲k
- ۰۴ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط