دستان

دستان
شهریور را فشردم
هنوز هم گرم بود
گرمایی از درون که هر چه دورتر می شد
کمی سرد می شد
کمی زرد می شد
این روزها که نیستی
زمان ایستاده
اما پائیز آمده!!
دیدگاه ها (۲)

با من بیا زیبای من! تا عشق مهمانت کنم دردی اگر داری بگو با ب...

" یک شب برایش تا سحر “گلپونه ها” خواندم تـنـهـا بـه لبخندی م...

پاییززیبا وعروس فصل هاستبرگ ریزان درخت وخواب ناز غنچه ها وخش...

⭕ ️زرد است که لبریز حقایق شده استتلخ است که با درد موافق شده...

یادی از گذشته ها🥲‌*این روزها چقدر دور از همیم)تنها چیزی که ب...

...در هر رابطه‌ای، فصلی پیش می‌آید که در آن یکی از طرفین کمی...

در هشت سال جنگ با ارتش خون خوار عراقی می جنگیم و اگه جوانان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط