ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی،

ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی،


به تو از تو راه جویم به نشان بی‌نشانی،


چه شوی ز دیده پنهان که چو روز می‌نماید،


رُخ همچو آفتابت ز نقاب آسمانی!
دیدگاه ها (۱)

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم،در میان لاله و گل آشیانی دا...

چمدونمُ دارم می بندم، با یه طرحِ کهنه از دلخوشی هام، باورم...

گرَم با صالحان «بی دوست» فردا در بهشت آرند، همان بهتر که در ...

«کتاب عشق»:خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن! ز غم های دگر غ...

نیایش صبحگاهی 🌸🍃🌸الهی ادای شکر ترا هیچ زبان نیست و دریای فضل...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط