درآغوشش عطرش رابونکن بعدها همان عطر درجای دیگری ویرانت می

درآغوشش عطرش رابونکن بعدها همان عطر درجای دیگری ویرانت میکند
دیدگاه ها (۱)

چشمهادروغ نمیگوندخودت رابه هزارلبخند هم که بیارایی بی کرانی ...

آرامگاه اصلی ماخاک نیست ...قلب کسانی است که مارافراموش نمیکن...

من شعرم نفسم به چشمان توبنداست نبندشان

من ازقبل باخته ام دستانت بهانه ای بودبرای دوباره ی مچ انداخت...

هرچه گل‌های بهاری ناز بفروشند به صبحباز، عطرِ خنده‌های تو به...

در رد پای پروردگار،اثری برخاک ماند،رد پاهای او به اندازه‌ای ...

ســـلام …صبح نفسش حق استبه هر بهانه بیـــدارت میکندکه روز تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط