پشت چشمانت...

پشت چشمانت...
زلزله ای ده ریشتریست..
مرا مستقیم نگاه نکن کل بدنم به لرزه می افتد
بی محابا ..
از هیجان ..
بانو..
دیدگاه ها (۲)

تویی کامل ، منم ناقصتویی خالص، منم مخلصتویی سور و منم راقصمن...

آغوشت اندک جایی برای زیستن اندک جایی برای مُـردنو گریزِ از ش...

🕊 دلیل آرامشم...❣ به چــــه تشبیه ڪنم نــام تو را.❣ یا به آب...

حرفهایش از نوازشهای او شیرین‌تر استاز هر انگشتش هنر می‌ریزد ...

برایت آغوش میشومو عطر تن داغت راتن پوش عشقم می‌ڪُنمو لحظه لح...

اسم رمان: سایه ای که پدرم بودمعرفی: همه می‌گفتند او مردی سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط