زِ روزگار ، مرا خود همیشه دردی بود

زِ روزگار ، مرا خود همیشه دردی بود
غم تو آمد و آن را هزار چندان کرد

جراحت دل ما بر طبیب ظاهر نیست
که تیر غمزهٔ او هر چه کرد پنهان کرد

#جغتایی
دیدگاه ها (۷)

بشارتی به من ، از کاروان بیار ای عشـــــق !همیشه رفتن و رفتن...

منبرای آن که چیزی از خود به تو بفهمانمجز چشمهایمچیزی ندارم.....

میل، میلِ #تو ست اما بی تو باور کن که مندر هجوم بادهای سخت، ...

بی#‌تو،از این خانه،دل ِ شاد رفت...رفتی وُبازآمدن از یاد رفت...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

﷽#آقاجانم🍁مجنون شدم که راهی صحرا کنی مراگاهی غبار جاده لیلا ...

💏👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 لیلی و مجنون اگر میبود در دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط