نشست ام

نشستہ ام....

تنــــہاے تنـــــہا....

نہ ڪسی حالم را میپرسد....

نہ ڪسی

هوآیم را دارد....

عیب ندارد.....

سال هاست

بہ ایڹ زندگی عادت ڪرده ام
دیدگاه ها (۲)

من و تو از آن تبار ِ مُنقرضیم .........که نگاهش به چشم ِ تو ...

نـتــرس...از ...هجـــ ـــ ـومحـضـــ ـــ ــورمچــــیزےجــــ ـ...

کوچه ها و خیابان هاهمهبه سینه میکوبندسنگ رسوایی ام راانقدر ک...

‌ ‌ از دو عالــم دردت ای دلـدار بـس باشـد مـر...

جمعہ زنےست ڪہ هر صبح خواب مےماندو مدت‌هاست ڪہ دیگر نمےخندد ،...

شمشیر بر تاریکی پارت7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط