نگاه ها بر روی پرده سینما بود که اکران فيلم شروع شد. در آ

نگاه ها بر روی پرده سینما بود که اکران فيلم شروع شد. در آغاز، فيلم سقف يک اتاق را نشان ميداد. دو دقيقه بعد همچنان سقف اتاق بود، سه دقيقه بعد، پنج دقيقه بعد و ... هشت دقيقه اول فيلم فقط سقف اتاق بود؛
صدای همه در آمده بود و حاضران در حال ترک سينما بودند که ناگهان دوربین حرکت کرد و پایین آمد و به جانباز قطع نخاعي خوابيده روى تخت رسید و اين جمله زیرنویس شد:
«این تنها ۸ دقیقه از زندگى چندین ساله این جانباز بود و شما طاقت نداشتید …»
دیدگاه ها (۳)

پارت۵ (در عمق نگاه تو)ایزوکو با لذت غذا را می‌خورد، و باکوگو...

[چند پارتی]

دردسرهای بچه داری پارت ۱۱

کلاور فیلد

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_12_آشنا میشی باهاش!خمیازه ای...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

P15وقتی از رینو خداحافظی کرد داشت سمت مخالف می‌رفت که کنارش ...

⚖️ وکیل من ⚖️پارت ۴ — حقیقت پشت فیلم چند دقیقه بعدجنی و هیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط