#منم_و_تو

#منم_و_تو
آغوش به آغوش
باز شد این پنجره
تا من از هیاهوی نیامدنت
به دیدار پاییزی بروم
که خاطره‌ی بوسه‌هایت را
در طعم باران
برایم تکرار کنند
و هربار لب‌هایم
نامت را
عاشقانه‌تر بخوانند
دیدگاه ها (۱)

#منم_و_تو تا که می‌آیم به دوست‌داشتنت سر بزنمشعر می‌شوی و ل...

#منم_و_تو وقتی تو نیستی …غریبانه زیستن کار من استوقتی تو نیس...

#منم_و_تو بُگذار...من بیشتر دوستت بِدارَمبیشتر عاشقَت باشمبی...

#منم_و_تو کاش آدمیعشقش را برداردبرود یک گوشه‌ی دنجزیر آفتابر...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

"دلتنگی، طعم خاکستر خاطراتی است که هنوز دود می‌کنند."دلم تنگ...

ڪسی هست . . . ؟!ڪسی ڪه بلدت باشد . . . ؟!چاڪ‌راه‌‌های خنده‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط