پروانه صفت چشم براو دوخته بودم*

پروانه صفت چشم براو دوخته بودم*
وقتی که خبردار شدم سوخته بودم*
دیدگاه ها (۴)

آرزوهاتو روی بال کبوترها بذار و تا رسیدنشون به آسمان دعاکن ص...

چقدر سخت است که:بدانی چه میخواهی بگوئی ولی دیگر کسی نیست*

با آن لب شیرین چه دهی پاسخ تلخم*نیکو نبود پاسخ تلخ از لب شیر...

آهسته گفت...خداحافظ و در را آهسته بست و رفت آدم ها چه راحت و...

گفته بودم که نکُن پیله به من "چرخُ فلک"پیله کردی به من آنقدر...

شمع رخ حیدر را پروانه شدمآباد نخواهم شد، ویرانه شدممن قبل نج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط