من به تو محتاجم,

من به تو محتاجم,

باز با من سخن از عشق بگو....

ای سراپا خوبی,

به خدا محتاجم....

من چو ماهی كه ز دریا دور است,

و شن گرم كنار ساحل,

پیكرش را گور است,

موج امید و وفا می خواهم....

من ترا می خواهم.....

به تو چون سرو بلند,

كه بر آن ساقة نیلوفر نازك پیچد....

همچو آن پیچك لرزندة خرد,

تارهایی ز وفا می پیچم....

تا جدا هیچ نگردی از من....

با تو می مانم در باغ وجود,

با تو می مانم ای بود و نبود ...
دیدگاه ها (۷)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

شبی با خود ترا در خلوت میخانه می خواهملبت را بر لبان خویش چو...

از من رمیده ای و من ساده دل هنوز بی مهری و جفای تو باور نمی...

ترا چه غم که شب ما دراز می گذرد؟که روزگار تو در خواب ناز می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط