بچه که بودم یه بارخونمون مهمون اومده بود منم باپسرشون که

بچه که بودم یه بارخونمون مهمون اومده بود منم باپسرشون که اونم کوچیک بودلج بودم انگورارو تودماغم میکردم میدادم بهش اونم بااشتهاتاتهش خورد،،،

الانم بزرگ شده خیلی پسرباهوشیه،،،،فکرکنمً‎ ازتاثیرهمون انگورابوده ‎:)‎‎:-)‎
دیدگاه ها (-۲)

یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود خیلی تازه کاره!همینجوری...

۵تا جوجه میرن حمام یکدفعه ۴تاشون جیغ میزننمیدونی چی شد !؟یکی...

بجه ک بودم پسرخالم بهم گف اگه تخم مرغو بزاریم یه جا گرم جوجه...

اعتراف میکنم من تا الان فکر میکردم اسم نویسنده قابوس نامه(عن...

یه بار وقتی خیلی کوچیک بودم داشتم با پسرا فوتبال باری میکردم...

‏🐰[۲۳:۵۸ به وقت کره]جدی میگم،این اواخر مدام ویدیوهای بچه‌گرب...

‏🐥[۱۴:۰۲ ~ ۱۴:۰۳ به وقت کره]•عکس•کی بیشتر شبیه بچس؟‏ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋب...

بیا یه نمونه از شیر بچه های ۸ سال دفاع مقدس رو ببیناثر تربیت...

فداش شم خیلی گوگولیه 🎀بچه ها بنده خوابیده بودم برای اولین با...

بچه که بودمفکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنندبزرگ که شدمدیدم ...

رومان عشق پنهانی (پارت9)

فک کنم تنها کسی که تو جهان هوس ساندویچ ماکارونی میکنه منم🙃بچ...

خب داستان زندگی خودمو براتون میگم پس خوب گوش کنین داستان از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط