دعوامون شد...گفتم:

دعوامون شد...گفتم:
دیگه نه من نه تو...!
گفت:
میخامت دیوونه
گفتم:
ولی من نمیخامت
فقط هرچی داریو بردار وبرو
اومدسمتم
بغلم کرد انداختم روشونشو راه افتاد بره
گفتم:
دیوونه چیکارمیکنی؟
منوبزار زمین
گفت:
مگه نگفتی همه چیتوبردارو برو؟
منم همینکاروکردم‌‌♥
دیدگاه ها (۹)

♥عشق یعنی♥بلند صدام بزنی خانومم؟منم بگم جانم؟بگی آماده شو می...

دلم میخواد یه دختر داشته باشمچشماش شبیه توقدش هم قد توصداش ب...

"عاشقانه ای کوتاه"خانومی میری بیرون،مواظب خودت باش..._چشم آق...

روزی میادکه اقاییم درازبکشه روزمین منم شکمم رو بچسبونم به پا...

رومان عشق مافیا پارت 31از زبان ا/تگفتم : نه..مامان تو نباید ...

Part ⁴⁹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفت:او...

پارت 6............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط