از حاتم پرسیدند بخشنده تر ازخود دیده ای.گفت آری مردی که د

از حاتم پرسیدند بخشنده تر ازخود دیده ای.گفت آری مردی که دارایی اش تنها دو گوسفندبود. یکی را شب برایم ذبح کرد.ازطعم جگرش تعریف کردم.صبح فرداجگر گوسفند دوم را برایم کباب کرد.گفتند تو چه کردی.گفت پانصد گوسفند به او دادم.گفتند پس تو بخشنده تری. گفت نه او هر چه داشت به من داد اما من اندکی از آنچه داشتم به او دادم.
دیدگاه ها (۳)

اﺯ ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﺳﻤﯿﻌﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : " ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺩﺍﺭﯼ؟ "...

ازعزرائیل پرسیدند:تابحال گریه نکردی زمانیکه جان بنی آدمی را ...

ﭘﺴﺮﯼ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺬﺍﯼ ﺷﺐ ﺑﻪﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩ .ﭘﺪﺭ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿ...

این دوازده جمله را حتماً بخوانید از من یادگاری تقدیم شما .⚪⚪...

از حاتم پرسیدند بخشنده تر ازخود دیده ای.گفت آری مردی که دارا...

💡 از حاتم پرسیدند: بخشنده تر از خود دیده ای؟؟...گفت: آری...م...

از حاتم پرسیدند: بخشنده تر از خود دیده ای؟گفت: آری.مردی که د...

حکایت سوم:از حاتم پرسیدند: بخشنده تر از خود دیده ای؟؟...گفت:...

از حاتم طایی پرسیدند: بخشنده تر از خود دیده ای؟ گفت: آری، مر...

از حاتم پرسیدند: بخشنده تر از خود دیده ای؟گفت: آری.مردی که د...

از حاتم پرسیدند :بخشنده تر از خود دیده ایگفت:آری مردی که دار...

از حاتم پرسیدند: بخشنده‌تر از خود دیده‌ای؟گفت:آری! مردی که د...

"اوج بخشندگی"از حاتم طائی پرسیدند بخشنده تر از خود دیده ای؟گ...

از حاتم پرسیدند: بخشنده تر از خود دیده ای؟گفت: آری.مردی که د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط