ما نه معصومیم و نه شرور

ما نه معصومیم و نه شرور
سقوط می کنیم
چهار دست و پا
سینه خیز میرویم،
اشک می ریزیم
و همدیگر را می دریم …


همیشه ترسیده ام که از روی این دایره پرت شوم
حال در سکوت شاهد سقوط بی پایانم...
دیدگاه ها (۲)

ای من! ای زندگی!در میانِ پرسش‌هایِ مداومو زنجیره‌یِ بی‌پایان...

یه سکانس عجیب توی فیلم پری هستش که خسرو شکیبایی توی تاکسی می...

مهم نیست تا کجا فرار کنی. فاصله هیچ چیز را حل نمی کند. وقتی ...

واقعأ دلم می خواست که تو را از دچار بودن به روزمرگی های زندگ...

✨ Part ⁵ : تقاصِ ابریشمی ✨ تهیونگ از دور با دوربینی در دست ،...

ویو نویسنده:بیمارستان با چراغ های روشن و سکوت سنگینش، فضایی ...

بوسه ام داغ است و بی پروا، کجا بگذارمش؟روی لبها یا که بازو ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط