بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
درخواستی سناریو اکشن دراکن
ا.ت داشت میرفت خونشون که به انسان گنده خورد.
ا.ت : هوی چه گوجه ای خوردی ؟
دراکن : ببخشید
ا.ت : ببخشید و مرض بیا بجنگیم!
دراکن : خب مگه مرض داریم برای چیز به این کوچیکی بجنگیم ؟
ا.ت : بیا بجنگ ویتامین جنگ جهانی خونم اومده پایینه
دراکن : نه من تو رو نمیزنم .
ا.ت : یا میزنی یا میرم با اون دوست کوتولت میجنگم !
دراکن هم برای حفظ جون خودش و ا.ت قبول کرد .
ا.ت : اول خانوما .
دراکن : ... میزنی یا برم ؟
ا.ت : اههم اههههم ، خانوما !
دراکن هم که متوجه شد رفت یک دونه زد تو کله ی ا.ت .
ا.ت : خودت خواستی .
دراکن: نه به خدا.
ا.ت هم با کله رفت تو شیکم دراکن.
دراکن : فات د فاک ؟ مگه گرازی با کله میای توم ؟
ا.ت : یا میکشی یا کشته میشی .
دراکن : آخه جوجه تو میخای منو بکشی ؟
که ا.ت با لگد زد اونجای دراکن .
دراکن خم شد زمین
دراکن : (ToT) مگه کرم داری ؟
که ا.ت هم از این فرست که دراکن خم شده بود استفاده کرد و رفت رو کول دراکن .
ا.ت : من پادشاه توکیو هستم .
ایزانا از پشت صحنه : کسی داره پا جا پای من میزاره ؟
دراکن : به سلامتی جنگ تموم شده ؟
ا.ت : آره رایت
ایزانا هم که دیگه نمیتونسته تحمل کنه با سر میره تو ا.ت جان.
درخواستی سناریو اکشن دراکن
ا.ت داشت میرفت خونشون که به انسان گنده خورد.
ا.ت : هوی چه گوجه ای خوردی ؟
دراکن : ببخشید
ا.ت : ببخشید و مرض بیا بجنگیم!
دراکن : خب مگه مرض داریم برای چیز به این کوچیکی بجنگیم ؟
ا.ت : بیا بجنگ ویتامین جنگ جهانی خونم اومده پایینه
دراکن : نه من تو رو نمیزنم .
ا.ت : یا میزنی یا میرم با اون دوست کوتولت میجنگم !
دراکن هم برای حفظ جون خودش و ا.ت قبول کرد .
ا.ت : اول خانوما .
دراکن : ... میزنی یا برم ؟
ا.ت : اههم اههههم ، خانوما !
دراکن هم که متوجه شد رفت یک دونه زد تو کله ی ا.ت .
ا.ت : خودت خواستی .
دراکن: نه به خدا.
ا.ت هم با کله رفت تو شیکم دراکن.
دراکن : فات د فاک ؟ مگه گرازی با کله میای توم ؟
ا.ت : یا میکشی یا کشته میشی .
دراکن : آخه جوجه تو میخای منو بکشی ؟
که ا.ت با لگد زد اونجای دراکن .
دراکن خم شد زمین
دراکن : (ToT) مگه کرم داری ؟
که ا.ت هم از این فرست که دراکن خم شده بود استفاده کرد و رفت رو کول دراکن .
ا.ت : من پادشاه توکیو هستم .
ایزانا از پشت صحنه : کسی داره پا جا پای من میزاره ؟
دراکن : به سلامتی جنگ تموم شده ؟
ا.ت : آره رایت
ایزانا هم که دیگه نمیتونسته تحمل کنه با سر میره تو ا.ت جان.
- ۳۲۶
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط