شاعر شده ام غرق غزلهای غم انگیز

شاعر شده ام غرق غزلهای غم انگیز
حالا منم و زردی و بی برگی پاییز

حالا منم و حسرت آغوش محالت
حالا منم و یک دل از غم شده لبریز

در چاه غم افتادم و دستم نگرفتی
رفتی و غرورم بشکستی و دلم نیز...

غارتگر اقلیم غم آلودهء قلبم
باید که تو را نام نهم حضرت چنگیز

غم تاب مرا بیشتر ازاین که ندارد
ای عشق بیا با من و از غیر بپرهیز

غم کشت مرا کشت مرا کشت مرا غم
قدری گل احساس براین خاک بیامیز

بنشین دو سه تا ساغر غم نوش بنوشیم
تا مست شدی برمن دیوانه بیاویز

هی جام بده، جام بده، جام بده تا
شاید شوم آزاد و رها از غم یکریز
دیدگاه ها (۳)

اینکه تو یک روز بزرگترین تاجر شهر بشوی و بهترین و شیک ترین ل...

تو که نمی دانی من همان عاشق دل خسته املبخند می زنی و با خنده...

جمعه ات بخیرهر کجا هستییاد من باش . . .من با تو چای نوشیده ا...

حـس چوب های مصـنوعی شومیـنه رو دارم ، میـسوزم و تمـام نمی شـ...

شاعر شده ام غرق غزلهای غم انگیزحالا منم و زردی و بی برگی پای...

شاعر شده ام غرق غزل های غم انگیزحالا منم و زردی و بی برگی پ...

بهاره************آروم توی جام تکون خوردم ... بابه یادآوردن د...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط