NH
NH
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را...
اوکه هرگز نتوان یافت همانندش را...
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد..
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را...
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند...
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را...
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر...
هرکه توصیف کند خواب خوشایندش را...
عشق بااینکه مرا تجزیه کرده است بتو...
به تو اصرار نکرده است فرایندش را...
"قلب" من موقع اهدا به تو ایراد نداشت...
مشگل از توست اگر پس زده پیوندش را...
حفظ کن این غزلم را که بزودی شاید...
بفرستند رفیقان بتو این بندش را...
منم آن "عشق" سیه روز که تا آخر عمر...لای موهای تو گم کرده خداوندش را
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را...
اوکه هرگز نتوان یافت همانندش را...
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد..
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را...
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند...
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را...
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر...
هرکه توصیف کند خواب خوشایندش را...
عشق بااینکه مرا تجزیه کرده است بتو...
به تو اصرار نکرده است فرایندش را...
"قلب" من موقع اهدا به تو ایراد نداشت...
مشگل از توست اگر پس زده پیوندش را...
حفظ کن این غزلم را که بزودی شاید...
بفرستند رفیقان بتو این بندش را...
منم آن "عشق" سیه روز که تا آخر عمر...لای موهای تو گم کرده خداوندش را
- ۴.۴k
- ۱۴ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط