از گل شنیدم بوی او

از گل شنیدم بوی او

مستانه رفتم سوی او



تا چون غبار کوی او

در کوی جان منزل کنم.



"رهی معیری"
دیدگاه ها (۲)

من ........................کسی را دارم .که خوش را به حراج یک...

I hear leaves drinking rain;I hear rich leaves on topGiving ...

از گل شنیدم بوی اومستانه رفتم سوی او تا چون غبار کوی اودر کو...

سینه‌زنی در تکیه اصلاح‌طلبان با موضوع من‌درآوردی «تجدید نظر ...

‌‌خواھشِ دل ھر چه کمتر ؛شادیِ جان بیشتر . . .- رهی معیریᥫ᭡꙳꙳...

مهر پاکان در میان جان نشان     دل مده الا به مهر دل خوشان‌‌ ...

بادِ امید می‌وَزد از سوی یارغم برود، شاد شود روزگارگرچه امرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط