کنج دنج

کنجِ دنج...👌🍀❤
کنج دنجی گزیده ام
"که مپرس" آسمان را به خانه آوردم ، غرق دریای رفت و آمد ها ؛
خویشتن را کرانه آوردم ...
دل به دنیای بی کسی بستم بی کسی هم چه عالمی دارد !
به دیاری بدونِ آدم ها ؛
خویش را بی بهانه آوردم ...
چه سکوتی ، چه خلوتی ، جانم !
تکیه دادم به شانه ی دیوار ذوق دارم برای تنهایی !!!
غصه را ، تازیانه آوردم !
حالِ خوبی برای خود دارم در خیالات خویش ، آزادم خسته از روزهای تکراری ، حسِ نابی "شبانه" آوردم ... خسته از دود و شهر ماشین ها خسته از های و هویِ آدم ها کنج دنجی گزیده ام ، خود را ؛ خلوتی شاعرانه آوردم ... این نیاز من است ، مجبورم ؛ گاهگاهی به حالِ خود باشم که نگیرد کسی سراغ مرا ! خستگی را بهانه آوردم ... 📷📸
#آرامکده
دیدگاه ها (۱)

از سالهای سرد بی تحویل می آیماز شعرهای تا ابد تعطیل می آیممن...

زندگی...👌🍀❤زندگی گاهیدم کردن چای با آلبالوست ؛یا چیدن چند می...

کاش...👌🍀❤کاش آن آینه ای بودم منکه به هر صبح تو را می دیدم......

در این زمانه ی بی های و هوی لال پرستخوشا به حال کلاغان قیل و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط