سناریو
سناریو
#رویایی_که_هیچوقت_واقعی_نشد
part*2*
کل اعضای تومان سوار موتورشون شدن و رفتن سر محل دعوا تو بندر نمیدونم چیچی
و تومان از راه رسید
و کل اعصای تنجیکو اومدن جلو
ایزانا گفت بالاخره اومدید تعدادتون از ما خیلی کمتره مشکلی ندارید؟
ایزانا ادامه داد بیایید مبارزه رو شروع کنیم اول تک به تک مبارزه میکنیم
موچیزوکی پا پیش شد و گفت من میرم
مادارامه گفت بشین سر جات گوریلِ تانک من خودم میرم دعوا
مادارامه گفت من مادارامه شیون فرمانده نسل هشتم(یا هشتم بود یا نهم دقیق یادم نی) بلک دوراگنز و عصو یکی از چهار برتر تنجیکو تومان کیو میفرسته؟؟
مادارامه هه کسیو ندارید مایکی دراکن میتسویا و اسمایلی هیچکدوم از اعصای اصلیتون هم نیستن
که چشمش به تاکی میوفته میگه
هه میتسویا مگه تو نباید تو گوشه بیمارستان باشی؟(با تمسخر)
تاکی که با این حرف مادارامه اعصابش خط خطی شد رف جلو و به تاکه گفت تاکمیچی اجازه میدی من برم؟؟
تاکه از پسش برمیایی؟؟
تاکی شک نکن
هاکای : هوی زیاده روی نکنی
تاکی : نگران نباشید بسپاریدش به من
مادارامه : خب میتسویا ببینم تو چطوری بعد از اونکه ریختیم رو سرت جون سالم به در بردی ؟؟ البته مهم نیستش من خودم تورو میکشم
و تاکی بدون اینکه حرفی بزنه پای راستشو میزاره شونه چپ مادارامه و پای چپشو میزاره رو شونه سمت راست مادارامه و نوک پاهاش رو به سمت هم میاره و گردن مادارامه لای پای تاکی گیر میکنه و تاکی دستاشو میزاره رو زمین و بعدش حرکت پل میزنه و مادارامه چونکه لای پای تاکی بود هم همراهش افتاد و بعدش تاکی چهار زانو روبروی تومان نشست و گفت
هاکای حرکتی که زدمو حال میکنی بدون حتی یدونه لگد زدن و پروندن مشت از دور خارجش کردم و تازه سر قولم با تاکاشی هم هستم
هاکای هم علامت لایک به دستش گرفت و گفت عالیه👍
و سریع قیافش جدی شد و از جاش پا شد و رفت جلوی مادارامه که بیهوش شده و دستشو گذاشت رو رون خودش و یکم خم شد طوری که شونه هاش بالا اومدن و گفت
من تاکاشی نیستم شاید قیافم مثل تاکاشی باشه(داشتم وسوسه میشدم بنویسم قیافم مثل تاکاشی خوشگله😂👌🤓☝️) ولی من تاکاشی نیستم من میتسویا تاکی هستم شیرفهم شدی؟؟ مادارامه شیون ؟؟
و وایستاد و دستاشو گذاشت رو اسخون لگن خودش و خم شد(امیدوارم منظورمو گرفته باشیر نگرفته باشیدم به من چه🤷♀💁♀) و تمسخر گفت: هی اگه وحشی ترین فرد تنجیکو با یه بشکن (بشکن بشکنه بشکنه چرا نمیشکنه بشکن 🕺🕺) میافته نکنه بقیتونم اینشکلی عین؟؟ که بدون باتوم و میله و جرزنی و چنتایی ریختن رو سر یه نفر چیزی نیستین؟؟
که صاف وایستاد دست چپشو کرد تو جیبش و دست راستشو اورد جلوی چونش و کلشو بدون اینکه بندش بچرخه به پشتش که تنجیکو بود کرد البته نه خیلی و با تمسخر گفت
اگه اینطوریه تصوراتم از تنجیکو عوض شد!!😏
فلش بک به گذشته ۴ سال قبل
پایان پارت
*برین خوشحال باشید پارت طولانی با جرئیات دادم*
حالا که فکرشو میکنم این سناریو داره زود تموم میشه پس دیر دیر پارت میدم تا دیرتر تموم شه اگه اعتراض دارین به هاکای بگید اون مدیر برنامه هام هست 💁♀
#رویایی_که_هیچوقت_واقعی_نشد
part*2*
کل اعضای تومان سوار موتورشون شدن و رفتن سر محل دعوا تو بندر نمیدونم چیچی
و تومان از راه رسید
و کل اعصای تنجیکو اومدن جلو
ایزانا گفت بالاخره اومدید تعدادتون از ما خیلی کمتره مشکلی ندارید؟
ایزانا ادامه داد بیایید مبارزه رو شروع کنیم اول تک به تک مبارزه میکنیم
موچیزوکی پا پیش شد و گفت من میرم
مادارامه گفت بشین سر جات گوریلِ تانک من خودم میرم دعوا
مادارامه گفت من مادارامه شیون فرمانده نسل هشتم(یا هشتم بود یا نهم دقیق یادم نی) بلک دوراگنز و عصو یکی از چهار برتر تنجیکو تومان کیو میفرسته؟؟
مادارامه هه کسیو ندارید مایکی دراکن میتسویا و اسمایلی هیچکدوم از اعصای اصلیتون هم نیستن
که چشمش به تاکی میوفته میگه
هه میتسویا مگه تو نباید تو گوشه بیمارستان باشی؟(با تمسخر)
تاکی که با این حرف مادارامه اعصابش خط خطی شد رف جلو و به تاکه گفت تاکمیچی اجازه میدی من برم؟؟
تاکه از پسش برمیایی؟؟
تاکی شک نکن
هاکای : هوی زیاده روی نکنی
تاکی : نگران نباشید بسپاریدش به من
مادارامه : خب میتسویا ببینم تو چطوری بعد از اونکه ریختیم رو سرت جون سالم به در بردی ؟؟ البته مهم نیستش من خودم تورو میکشم
و تاکی بدون اینکه حرفی بزنه پای راستشو میزاره شونه چپ مادارامه و پای چپشو میزاره رو شونه سمت راست مادارامه و نوک پاهاش رو به سمت هم میاره و گردن مادارامه لای پای تاکی گیر میکنه و تاکی دستاشو میزاره رو زمین و بعدش حرکت پل میزنه و مادارامه چونکه لای پای تاکی بود هم همراهش افتاد و بعدش تاکی چهار زانو روبروی تومان نشست و گفت
هاکای حرکتی که زدمو حال میکنی بدون حتی یدونه لگد زدن و پروندن مشت از دور خارجش کردم و تازه سر قولم با تاکاشی هم هستم
هاکای هم علامت لایک به دستش گرفت و گفت عالیه👍
و سریع قیافش جدی شد و از جاش پا شد و رفت جلوی مادارامه که بیهوش شده و دستشو گذاشت رو رون خودش و یکم خم شد طوری که شونه هاش بالا اومدن و گفت
من تاکاشی نیستم شاید قیافم مثل تاکاشی باشه(داشتم وسوسه میشدم بنویسم قیافم مثل تاکاشی خوشگله😂👌🤓☝️) ولی من تاکاشی نیستم من میتسویا تاکی هستم شیرفهم شدی؟؟ مادارامه شیون ؟؟
و وایستاد و دستاشو گذاشت رو اسخون لگن خودش و خم شد(امیدوارم منظورمو گرفته باشیر نگرفته باشیدم به من چه🤷♀💁♀) و تمسخر گفت: هی اگه وحشی ترین فرد تنجیکو با یه بشکن (بشکن بشکنه بشکنه چرا نمیشکنه بشکن 🕺🕺) میافته نکنه بقیتونم اینشکلی عین؟؟ که بدون باتوم و میله و جرزنی و چنتایی ریختن رو سر یه نفر چیزی نیستین؟؟
که صاف وایستاد دست چپشو کرد تو جیبش و دست راستشو اورد جلوی چونش و کلشو بدون اینکه بندش بچرخه به پشتش که تنجیکو بود کرد البته نه خیلی و با تمسخر گفت
اگه اینطوریه تصوراتم از تنجیکو عوض شد!!😏
فلش بک به گذشته ۴ سال قبل
پایان پارت
*برین خوشحال باشید پارت طولانی با جرئیات دادم*
حالا که فکرشو میکنم این سناریو داره زود تموم میشه پس دیر دیر پارت میدم تا دیرتر تموم شه اگه اعتراض دارین به هاکای بگید اون مدیر برنامه هام هست 💁♀
- ۱.۶k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط