شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدم

شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدم
تا که یک شب دیدمت، دل باختم، رسوا شدم

با نگاهی ساده قلبم را گرفتی، خوب من!
فکر می‌کردم که من عاشق نِمی... امّا شدم!

مثل یک پروانه در شمع نگاهت سال ها
سوختم، امّا عزیزم! با تو من معنا شدم

گفته بودی در کنارت تا ابد هستم ولی
باز رفتی، باز ماندم، باز من تنها شدم! 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹
دیدگاه ها (۱)

🌺 🍃 🌺 🍃 🍃 🌺 🍃 تو بـــــا قلبِ ویرانه ی من چه کردیببین عشقِ...

تاری از موی سرت کم بشود میمیرمأه گیسوی تو درهم بشود می میرمق...

عشق میخواهم ولی همراه اشک و آه نهرشته ی مستحکمی ، بازی باد و...

سخت است دلم پیش تو باشدتو نباشی…. احساس غزل خوان تو باشدتو ن...

#بفرست_براش بگو...جانم چرا با من ، نگاهت سرد و خاموش است؟تو ...

«رویای سرخ» با خود عهد بستم این آخرین دیدار باشد ولی حیف لح...

زندگی تعیین شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط