مگر نمی شود زیر چتر نگاه کسی

مگر نمی شود زیر چتر نگاه کسی
خانه ای ساخت ، عاشق شد ؟
ببین میان این همه معجزه
چقدر شعر می شوم با تو
وقتی تو را می ‏بوسم
بگذار دنیا را آب بردارد
من در میانِ آرامشِ آغوشِ تو
در هر طوفانی به ساحل می‏ رسم
من از تمام صبح هایم
فقط همانی را به یاد دارم
که تو در آغوش من لبخند میزدی
وگرنه باقی طلوع‌ها همگی شب اند
بی تو …!
❤ ️❤ ️
دیدگاه ها (۱)

عشقهمین استهمین کهیک ذره از تومی‌شود تمام من…

کسی که بتواند برایت خانه ای بسازد میان چهار خانه های پیراهنش...

مگر توچقدر عمیق بودیکه من اینطوردر تو غرق شده ام …!

اوج می‌گیرمبا یک دوستت دارمتتا آنجایی که دست هیچ غمیبه دلم ن...

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط