دلنوشت خودم......

دلنوشت خودم......

یه وقتایی دوس داری تو حال زندگی کنی
نه به روزایی که گذشت فکر کنی، نه به روزایی که قراره بیاد و چی در انتظارته
پس شروع میکنی به خندیدن، با همه خوب بودن، خوش گذروندن، به بی خیالی زدن، خلاصه هر کاری که فقط به زمان حال مربوط شه..
ولی آخر شب، وقتی گوشیتو میذاری کنار، وقتی سرتو رو میزاری رو بالش
تازه شروع میشه
میری تو گذشته ها، فکر آدمایی که بودن تو زندگیت، فکر اتفاقایی که افتاد
میری تو آینده، فکر روزایی که میاد، فکر اینکه چی میشه، فکر اینکه تا کی میخوای خودتو به بی خیالی بزنی
بعد با خودت درگیر میشی
اینجاست که به فکرت میگی صبر کن
حالا میمونی تو یه برزخ
اینکه فردا هم بخوای مثه امروز بی خیال باشی و نقش آدمای سرخوشو بازی کنی
یا
دوباره بشی همون آدم قبلی
چقدر سخته....
FaReHe
دیدگاه ها (۹)

🎀 BTS Reaction | وقتی میگی «جز من با یکی دیگه‌ای» 😳نامجون:«چ...

اینجوری هم نیست که یعدفه فراموشش کنی،مثلا اولش روزی سی بار ب...

ادامه پارت ۲۵

😂 پارت چهاردهم | «رئیس مافیا علیه بالش‌ها»ساعت ۱۰ صبح.عمارت ...

تک پارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده تهیونگ بزرگ ترین رئس...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

چندپارتی تهیونگ

ریاکشن

چندپارتی جیهوپ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط