یک دمی دل می بری و ابروان خم می کنی

یک دمی دل می بری و ابروان خم می کنی

یک دمی دلهایمان دور از نجف غم می کنی

من نفهمیدم که با من مثل شیری در شکار

یا که با سهراب خود هم مثل رستم می کنی.
دیدگاه ها (۲)

شیخ رجبعلی خیاط میفرمود:بطری وقتی پر است و می‌خواهیخالی اش ک...

#‌سلام برشاه نجف#سلام برباباعلیلطفی است که می‌کند غمت با دل ...

کارگاه #مهارت_مبارزه_با_غم ۳۹در پادکست سی و نهم می‌شنوید:🔻ب...

دل از نگاه تو مسرور می شود برگردغم زمانه ز دل دور می شود برگ...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

تو همـانی که به درد دل من درمانیتو همانی که مرا عین خودت می‌...

@nphotography

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط